
نوبلی برای سکوت ...
درگفتگو با هارولد پینتر نویسنده فقید انگلیسی

شاید این مصاحبه جزء آخرین گفتگوهایی ست که با هارولد پینتر نویسنده نام آور انگلیسی انجام شده است ، نویسنده ای که همواره به عنوان نویسنده ای منتقد درعرصه سیاستهای رایج دنیا به شمارمی رفت . وقتی برای شناخت بیشتر او به آثارش ووبسایت او مراجعه کردم ، آمیختگی او را با سیاست بیشتر ازچند اظهارنظر دیدم ، زیرا او خود را نویسنده ای سیاسی می دانست ، نویسنده ای که قلم خود را در راه تعالی انسان بکارگرفته بود تا ازاین ره آورد رنجی که برانسان معاصر می رود را نشان دهد. آنهایی که دنیا را عرصه تاخت وتازشهوت وقدرت نموده اند ، انهایی که زنجیر استعمار را به صورت سنتی ومدرن برپای بشر انداخته اند وآنهایی که برای صلح ودموکراسی ازهیچ کشتاروجنایتی هراس ندارند ... پینتر راوی دنیایی بود که شبیه یک سرطان خورنده پیش می رود وتنها بافتهایی را ازبین می برد که حق حیات دارند . مصاحبه زیر درگاردین منتشر شد ه است که برگردان فارسی منتخبی ازسئوالات را درزیرارائه نموده ام ...
آقای پینتر وقتی به شما خبرانتخابتان برای اخذ جایزه نوبل را دادند چه احساسی به شما دست داد ؟
پینتر: اولین حسی که ازشنیدن این خبر به من دست داد این بود که دراین بازی سکوت ، کدام نویسنده خلاق وپویا در راه رسیدن به جایزه ای جهانی وبه خاطر من بازمانده است ، نویسندگانی که درکشورهای مختلف با شهرت های جهانی وجود دارند که به خاطر ملاحظات سیاسی این جایزه به نویسندگانی خاص تعلق می گیرد. این اولین احساس من بود ، پس ازآن تازه به این نتیجه رسیدم که معترض بودن هم بد نیست ، زیرا گاهی شما را به جایی می رسانند که می توانی سکوت کنی ، اما آیا این پاداش سکوت بود.
چرا همواره شما را به عنوان نویسنده ای معترض معرفی می کنند؟
پینتر : واژه معترض "Demonstrator" را تعمدا وبرای ازبین بردن ماهیت انتقاد ، آگاهی وشعور به کارمی برند ، کسانی که ازاین واژه بهره می گیرند قصد دارند تا آگاهی یک نویسنده را با ناآگاهی نهفته در ماهیت اعتراض تغییر دهند ودرنتیجه سخن گفتن نویسنده ، روشنگری را آمیخته با احساسات نمایند ونهایتا بگویند ، این گونه انتقاد ریشه دراحساسات دارد ، اینها آگاه نیستند ، این نویسندگان احساساتی هستند ، آنگاه هرجنایتی که درجهان بخواهد اتفاق بیفتد . این البته اول راه است زیرا وظیفه نویسنده الهام گرفتن ازفضایی ست که دراطراف او می گذرد ونویسنده ای که بیان نکند درواقع دراین جهان زندگی نمی کند ،پس آنکه نمی گوید ، زنده نیست حیات ندارد .
شما به عنوان یکی ازمنتقدترین نویسنده حال حاضر بریتانیا نسبت به سیاستهای تونی بلر محسوب میشوید ، وهمواره اعتراض خود را به اشکل مختلف بیان نموده اید من جمله نامه ای که درفوریه 98 خطاب به تونی بلردرمورد جنگ عراق نوشتید ، آیا وظیفه یک شاعر ونمایشنامه نویس ورود به حوزه های سیاسی است ؟
پینتر: وظیفه یک شاعر ونمایشنامه نویس به قول شما ورود به حوزه سیاست نیست ، اما آیا وظیفه او ورود به حوزه انسانیت هست یا خیر؟ من درآن نامه تونی بلر نخست وزیروقت را به عنوان یک انسان مسئول مورد خطاب قراردادم ، انسانی که دیگر وجه انسانی خود را فراموش کرده است ، وتنها جنگ وتبعیت ازیک مالوف بین المللی را مدنظر قرارداده است ، فکر کنم نامه درهمین روزنامه منتشر شد ، آن روزها خیلی ها گفتند ، پینتر کارش نق زدن سیاسی شده است ، اما بلر هم کارش جنایت جنگی شده بود ، حالا کدام بهتر است نق زدن سیاسی یا جنایت جنگی . اما به نظر من شاعر یا نویسنده بودن اهمیت ندارد تنها آنچه مهم است انسان بودن است که متاسفانه سیاستمداران برای آن اهمیتی قائل نیستند.

همواره آثاری ازشما را خوانده ایم که درآن موضوعیت حادثه ای سیاسی محور اصلی کاربوده است ، آیا می توان اینگونه برداشت کرد که محوریت اثرهنری برای شما وقایع سیاسی ست ؟
پینتر : همانطور که قبلا گفتم نویسنده ازاطراف الهام میگیرد ، مثلا زمان جنگ عراق من شعری با عنوان دمکراسی داشتم ، این شعر تحت الهام ازآن فضای آگاهانه نسبت به یک پدیده استعمارطلبانه بود ، وقتی بوش هدف خود را ازحمله به عراق استقراردموکراسی مطرح کرد ، دروهله اول خنده ام گرفت ، مگر می شود بابت دمکراسی موشک زد یا بمب خوشه ای برسر افراد بیگناه ریخت ، اینجا بود که دموکراسی درشعر من به معنای گریزی واقعی بیان شده بود ، من سیاست وهنر را دریک رابطه مستقیم می بینم زیرا جهان امروز ما جهانی سیاسی ست که هنر نیز دراین بستر به خلاقیتی حرفه ای دست می زند.
درخلق آثارادبی خود چقدر به خودآگاهی وناخودآگاهی اعتقاد دارید ؟
من ورود به سرزمین خودآگاهی درخلق اثرهنری را ورود به سرزمین خطرناک می دانم ، شکل خلق اثر می تواند آگاهانه باشد اماپیش زمینه ای خودآگاهی باعث روزمرگی اثرهنری می شود من درمجموعه شعر اول خود اسیر این پرتگاه شدم .
تعلق خاطر زیادشما به آثارشکسپیر همواره نمود زیادی داشته است . آیا این یک وضعیت ملی – تاریخی ست یا چیز دیگری ست ؟
پینتر : خیلی دوست دارم فیلمهای تازه ای براساس تراژدی های شکسپیر بسازم ، من تعلق خاطر خاصی به آثارشکسپیر ندارم ولی این آثاربرای من احساساتی نوستالوژیک دارد . آخر من شروع فعالیت های هنری ام با بازیگری آثارشکسپیر بود ، به نظر من شما نمی توانید درنمایشنامه نویسی آغازی را شروع کنید الا ازآثارشکسپیرگذرکنید ، دربهترین وجه اینکه مفهوم را درامتدادآثاراو طی خواهید کرد. این موضوع به خلاقیت نویسنده هم مرتبط نیست به یک نقطه زایش در خلق اثر ادبی مرتبط می باشد .