تبليغاتX
گورستانی شبیه خودم
جمعه 1387/01/30

 

زیبایی شناسی رسانه ای  

 

انسان معاصر در هجوم رسانه ها قراردارد ، روزي اگرمخاطب ادبيات براي دريافت معنا از واژگان راهي كوتاه را مي پيمودومثلا براحتي به اداركي صحيح ازمتن مي رسيد امروز باتوجه به جريان هدفمند رسانه اي كه درعالم حقيقي ومجازي با او سركار دارد ، راهي طولاني از نشانه ها را به سوي متن خواهد يافت . اما اين به معناي پيچيده شدن متن نيست زيرا متن امروزمتني پيچيده وذهني نيست ، ديگرمولف خودرا نمي تواند در دنياي ذهني پيچيده اي حبس كند، زيرا ذهنيت ها در دنياي تصويرنمي توانند خودرا پنهان كنند وبه ناچارمي بايست درعناصرتصويري رايج دنياي رسانه هاي امروزي خود را نشان دهد، پس نيتجه اينكه اولا مولف اثر،جلوه هاي زيبايي شناسانه ادبيات را به قيمت جلوه هاي زيبايي شناسانه رسانه هاي مجازي ازدست داده است ودوم اينكه مردم نسبت دريافتهايشان را برمبناي دريافتهاي رسانه اي تغيير داده اند وديگر احتياجي نيست به اينكه اثرنشانه های مشخص خودرا درمتن نشان جلوه نماید .

شايد نقطه جالب  بحران در ادبيات امروز ايران همين تغييربافت زيبايي شناسانه اي ست كه در ذهينت مخاطب امروز ايجاد شده است. سينما ، اينترنت ، تلويزيون هركدام نوع تازه اي اززيبايي شناسي رسانه اي را به مخاطب القاء كرده اند كه كاركردهاي زيبايي شناسانه ادبيات را در خودهضم كرده است ، ديگرمخاطب براي عناصرثابت زيبايي به سراغ ادبيات نخواهد رفت ومولف نيز نمي تواند با تكيه بر همان عناصر به سراغ ادبيات بیايد.

 زيبايي شناسي رسانه اي چيست ؟امروزنوع تازه اي ازروابط انساني جايگزين تعريف رابطه انساني ديروز شده است وهمين ارتباط برذهن وزبان انسان معاصر تاثير گذاشته است. تصويروخلق ذهنيت هاي انيميشن جاي خودرابه واقعيت داده است. اگر ديروزدريافتهاي ذهني مبتني بر واقعيتهاي مالوف اطراف انسان بود ، امروز دريافتهاي ذهني انسان مبتني بر فرا واقعيتهاي حسي والقاء شده ازرسانه هاست ، حتي تشبيه ها واستعاره ها هم بافتي انيميشن ونرم افزاري پيدا كرده اند ودر باور ذهني مخاطب ديگر بازگشتي واقعي ندارد ، بلكه كاملا گرافيكي به قضيه نگاه مي كنند.زيبايي شناسي رسانه اي چنين كاركردي دارد ، ديگراز هم آميزي واقعيت وذهنيت مخاطب به كاركردي زيبايي شناسانه نمي رسد ، بلكه از هم آميزي مجاز بامجازبه حسي مجازي مي رسد كه براي او بر آورنده حس زيبايي شناسانه در اثر است .ديگر نمي توان در آثاررسانه اي امروزدر تشبيهات واستعارات به دنبال واقعيت عيني گشت .

 اما يك نقطه تناقض نيز دربحث وجود دارد وآن اينكه چرا هنوز آثاربا همان كاركردكلاسيك به معناي واقعي وزماني داراي مخاطب مي باشد ، آياذهنيت مخاطب ايراني هنوز رسانه اي نشده است ، به همين دليل كه ذهنيت انسان ايراني رسانه اي ودچاز تسلسل مجازها شده است ادبيات كلاسيك داراي مخاطب بيشتر نسبت به ادبيات امروزمي باشد ... مخاطب امروزبه دليل اينكه از دنياي مجازها وتصاوير نرم افزاري خسته شده است در حركتي بازگشتي به ماقبل ازدنياي امروزتصاويرگذشته رازيباترازامروز مي بيند وسعي درارتباط با آن فضاي به زعم خود قدسي مي باشد...درواقع مخاطب ادبیات گذشته به آن ادبیات نگاهی قدسی دارد ودراین قد است گرایی به دلایل جامعه شناسیک همواره ذهنیتی قداست محورانه را به خویش القاء می کند.

 

+ نوشته شده توسط محمدعلی شاکر