تبليغاتX
گورستانی شبیه خودم
شنبه 1388/05/17
 

عصرتقديس صلح

 

واتسلاو هاول به عنوان يکي ازرهبران مهم جنبش هاي بدون خشونت دردنيا شناخته مي شود که بعد ازفروپاشي شوروي نقش عمده اي درتغييرات بنيادين وبدون خشونت درکشور کمونيستي" چکاسلاواکي" داشت ومدتي نيز به عنوان رييس جمهور "چک "برگزيده شد . او درزمان تصدی اش برمسندریاست جمهوری بارها وبارها ازنویسندگان واهل قلم مورد آزارحمایت کردو منشاء خدمات ارزنده ای درعرصه دیپلوماسی شد.هاول به تبع هنرمند بودن دربستري رمانتيک وبدور ازسياستهاي يک حکمران حکومت کرد تا جاييکه بسياري ازسياستمداران زبده بارها او را با گاندي مترادف دانستند. شايد بتوان هاول را بهترين نمونه به قدرت رسيدن يک روشنفکر – هنرمند دردنيا دانست که درزمان او قدرت لحن دراماتيک تري گرفت ... درزيربرگردان مصاحبه ي گاردين با هاول را ميخوانيد :

 

گاردين : آقاي هاول اين روزها انزوا گزيده ايدوترجيح مي دهيد کمترازدرجريان مسائل روز جهاني دخالت کنيد .

 

هاول :انسان دريک زمان به اين نيتجه مي رسد که ديکرحرفهايش براي دنياي پيرامون جالب نيست ، برخي دوست دارند کماکان حرف بزنند تا ديگران ازسخنان آنها مشمئز شوند ، اما من معتقدم که بايد تاريخ را شروع کنم وخود را به زمان بسپارم ، بد وخوب هاول ديگر به قضاوت مخاطبان است حالا چه من زنده باشم وچه نباشم ، زمان پيوستن من به زمان است .

 

گاردين : شما به نمادي براي حکومتهاي تغيير محور دراروپا تبديل شده ايد ، حکومتهايي که براي تغييرات ازابزارخشن بهره نمي گيرند ، آيا هنوز هم اينچنين اعتقادداريد ؟

 

هاول :وقتي سال 90 به عنوان اولين رييس جمهور جمهوري چک برمبنا دموکراسي انتخاب شدم با خودم فکرکردم اگر روزي گروهي نخواهند من رييس جمهورآنان باشم وتلاش کنند براي تغيير من چه سازوکارمناسبي وجود دارد تا آنها که هم بهتر مي انديشند هم حتما برنامه هاي بهتري دارند به قدرت برسند... اين ساختارقدرت است که بايد همواره با تغيير همراه باشد ، اما اشکال قانوني قدرت راه را براشکال آرماني مي بندد ، من هنوز هم معتقدم تغييرات بايد دربستري غيرخشن وبه دور ازراديکاليسم شکل بگيرد ، دنياي امروزبايد ساختارخاص خودش را داشته باشد به اين صورت که اگر دهه هاي گذشته ، راديکاليسم تقديس مي شد ، خصوصيت اين عصرتقديس صلح است  .

 

گاردين : شما درکتاب " خراميدني حزين " نقش پرازهراس را ازيک روشنفکر خلق کرده ايد ، آيا پس ازآزادي اززندان خودتان نيزاينگونه حالتي داشته ايد ؟

 

هاول : من اعتقاد ندارم که درآن کتاب قهرمان هراس داشت . درضمن او يک سياستمدار بود . اما ساختارزندان به نوعي ست که شما بعد ازآزادي تا مدتها اسيرجوي هراس زده هستيد ، به دليل فشارروحي که ازسوي زندان به شما وارد مي شود دريک دوراهي بازگشت يا رهايي مي مانيد ... حتي يک روز حبس دراتاق خواب براي شما آرزوي رهايي را مي آورد ، دنيا باوري حصارگونه مي شودوفرد زنداني گمان مي کند رهايي برايش درکارنخواهد بود ،تنها آنان زندان برايشان قابل تحمل است که تفکربزرگي درذهن دارند هرچند حکومتهاي زندان ساز اين حس را به شماالقا ميکنند که ديگر رهايي درکارنيست درآن اثرهم قهرمان درتناقضي بين زندان واقعي وزندان تفکرات خويش مانده است وگاهي هم البته به زندان بزرگتري فکر مي کند.

 

گاردين : آيا هاول امروز مرزي براي آزادي ملتها قائل است ؟

هاول : آزادي تعيين سرنوشت براي کليه ملتها حقي کوچک محسوب مي شود، ماهنوز دردنيا ملتهايي داريم که ازحکومتهاي استبداد فردي رنج مي برند ، اين کشورها هنوز نتوانسته اند خود را به اشکال ديگر ومدرن استبداد برسانند ، اگر درسئوال قبل گفتم سکوت بهتر اززياده گويي ست براي اين بودکه برخي قدرتها نيزتلاش به استحکام اين حکومتها مي کنند وحقوق بشر ، آزادي بيان وآزادي ها فردي نوع بشر را به قيمت منافع اقتصادي مي فروشند ... اما اگر دنيا به اين باور برسد که دموکراسي منفعتي متقابل درجهان است وحکومتهاي فردي نمي توانددرطولاني مدت منافع هيچ کشوري را تامين کند ، دست ازاين حمايتها برمي دارند.

گاردين : گروهي معتقدند شما با پيوستن کشورهاي ورشو به پيمان ناتو به نوعي دست به شايشته سالاري اروپايي دردنيا زديد واين با اصل همکاري براي جهاني آزاد که مبناي تفکرات شماست درتضاد است زيرا امروز ناتو نيزابزارقدرت طلبي هاي جهاني  شده است .

 

هاول : شايد انتقادات جدي به رفتارناتو درعرصه هاي بين المللي مطرح باشد، اما يکپارچه سازي جهان هم براي يک هدف مشخص تفکري بيهوده است . اگر روزي من حمايت کردم ازپيوستن کشورهاي پيمان ورشو به ناتو براي اين بود که توتاليتاريسم رسوب شده درتفکر اين کشورها به زودي منشاء بروز يک اتفاق ناميمون درجهان نشود.

 

+ نوشته شده توسط محمدعلی شاکر