
شبنامه ای که نرسید روی هجای مرگ ...
این سرود تو نیست رفیق !
بازخوانی پرونده ای که پرنده ...
صدای ناله های دختری که شبنامه های عروسک را
روی هجای مرگ می دزدید .
این واقعیت تاریخی ست
که مرده ها روی از زنده ها پوشانده اند
ونگاه شبیه " اقاقی ها " بوی تعفن گرفته است .
سرود /اگر سرود تو نیست
بخوان وگیجگاه مرا نشانه بگیر / بزن بنام دروغین ترین حیات ابدی
به سمت شبی که مادیان جهان خونی ست
وزبان گلوله های آبی درون قاب / می چرخدو وبازمی چرخد
بگو به واژه ها چه می خواهید / ازجان این همه سرود
ازجان این همه سال توقیف استعاره های تاریخ
جعل نام شریف من روی ترانه های ممنوع !
ازجان خودت چه می خواهی بگو ... / گلوله های سیاه پوسیده
جمجمه های مدفون / تا دفینه های زنجیر شده بر پای خویش
بخوان سرود رفیقان کنارهم
سرودی که خاک زیباترین سمفونی اش را
وقتی مورچگان می نوازند
آزادی شروع می شود
وقتی رفتن تنها / شبهای مرا شکل می دهد
وشعر هایی که از تیر به مرداد می رسد
برای همیشه از تیر به مرداد...